پارساپارسا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

pesaram

عشقی فراتر از زمان

گل زدن ماشین عروس

1390/3/28 14:08
نویسنده : gelareh
318 بازدید
اشتراک گذاری

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

89/5/14

روز پر مشغلی بود .

ماشین عروس را بابات تزئین کرد البته به کمک من .(آخه من خیلی دوست داشتم ماشین عروس تنها داداشم را درست کنم ) پارسا تو خونه دست بابا حسن بود.البته آرام نداشت خلاصه بعد از دو ساعت کار آرایش ماشین تمام شد .خیلی زیبا بود  بابا مرتضی استاد این کار است Wink.

هنوز کار گلکاری ماشین تمام نشده بود که پوریا گفت فیلمبردار منو کاشت گفته مشکلی برام پیش آمده نمیتونم بیام.Smileبا اجازه فیلمبردار داماد هم شدیم .دوباره من و بابا مرتضی رفتیم .پارسا با عمه الهه آرام گرفت و تو بغل اون لذت میبرد (عمه جان ماما هستن).

مراسم شروع شد و چون صدای آهنگ زیاد بود بچه ام آرام نداشت Cryمهمانها همه خودی بودن و به نوبت پارسا را بغل میکردن و می چرخوندن اما اون دنبال من بود و من هم در آتلیه بسر میبردم .

خلاصه آمدیم به جشن و بعد از خوردن شام تازه یادم آمد میخواستم آرایشگاه برمFoot in mouth .ساعت 11 بچه را خوابوندم . عمه مرضیه قبول زحمت کرد و به همراه بابا جونم ماندن پیش پارسا و ما همه رفتیم کنار دریا بزن و برقص .

ariel + eric
ariel + eric

 

خیلی خوب بود گرچه من دلشوره پارسا را داشتم اما خدا را شکر تا ساعت 1:20 که آمدیم خانه پارسا بیدار نشده بود.بابا پایین تخت پارسا دراز کشیده بود  ما را دید خوشحال رفت تو اتاقش تا بخوابد .Yell

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

Laughingنکته جالب توجه این بود که از آن شب به بعد دیگه پارسا با دندانهاش نوازشم نکرد.Yell

 

89/5/18

دوشنبه شب بود که رفتیم بابل و ساعت9:15 سوار اتوبوس شدیم  پارسا راحت خوابید و اصلا اذیت نکرد  Laughing

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به pesaram می باشد