خوشحالی برای اراک
90/1/12
صبح همینکه رسیدیم اراک بسیار خوشحال شدم که سالم از دست خطر فرار کردیم با آن راننده دیوانه که وسط رانندگی ورزش میکرد واییییییییییییییییی
صبح بینهایت خسته بودیم و بعد از خوردن صبحانه شیرجه به تخت زده و با مکافات پارسا را خواب کردن و خودمان نیز آسودیم این آرامش با زنگ تلفن مادر شوهر جان بهم خورد.که البته ایشان کیک تولد آورده بودن و کنار درمان گذاردن و ترس از فاسد شدن باعث این تلفن شد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خوشحالی برای اراک
