پس لرزه واکسن 18ماهگی
٧تیر ، روز سه شنبه. ساعت 9:10 هست و مامان در حال بازی با پسر قشنگم و من هم در حال دیدن برخورد زیباترین و دوست داشتنی ترین مامان دنیام.گاهی بخودم میگم کاش کمی صبور بودم مثل مامانم آرام و با حوصله اما انگار به آنی نقطه جوشم بالا میزنه طفلک بچه ام.پارسا با احتیاط بلند میشه و یا میشینه هنوز درد داره و اما اجازه نمیده پوشکش عوض بشه با هزار ترفند سرپا براش پوشک گذاشتیم خیلی درد میکشه میدونم ام چاره نیست.فرش پارسا پهن و موتورش را هم آورده و مشغول بازی هست.دیشب که اصلا غذا نخورد فقط میوه و اسنک حالا ببینم امروز میتونم بهش غذا بدم
این واکسن که دوگانه اش برای من تزریق شد واقعا دستم تا 2 روز درد میکرد وای به حالاین بچه
کاش زودتر تمام شه این ماجرا و پرونده درد و واکسن کنار گذاشته بشه اما اگه این روزها هم تمام بشه مامانم از پیشم میره خدایا پس من چه دعایی بکنم
بهتر برم غذا درست کنم تا گشنه نموندیم
.



پس لرزه واکسن 18ماهگی
