پارساپارسا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

pesaram

عشقی فراتر از زمان

انواع خوابیدن

با این پروسه پارسا منظورم گاز گرفتنش هست.مجبور شدم طرق مختلف را برای این مهم بکار گیرم یک روش گذاشتن در تاب بود روش دوم گذاشتن در کامیونش و راهش بردن بود   روش سوم بغل کردن و راه بردن روش چهارم اجازه دادن تا گاز گازی بشی ...
29 خرداد 1390

غار غار

89/12/10 عسل من کلمه غار غار را یاد گرفته ،تا میگم کلاغه چی میگه :ادامه میده غار غار زنبوره هم وزززززززززززززززززززززززززززززززز ...
29 خرداد 1390

بوسیدن

23/2/90 مادر شوهر جان به همراه همسر عزیزشان رهسپار سوریه شدند.و اوج دلتنگی آغاز شد. راستی عسلم محکم بوسیدن را یاد گرفتی .فکر کنم یکطرف صورتم حس نداره .میگم پسر گلیم دخترای مردم را اینطوری بوس نکنی ها!!!     http://up.iranblog.com/images/2qbbgk5reb1pusu1e6n.jpg ...
29 خرداد 1390

عروسی

90/1/17 شب پنج شنبه بود و پسر خوبم دومین عروسی بود که میرفت.عروسی دختر ،دختر عمو بابات.عمو علی و  آمد دنبالمانما هم بهشون افتخار دادیم و سوار ماشینشان شدیم اما دلهره من تازه آغاز شده بود.تا گیت اصلی همش نگران بودم .اما شما مثل آقا ها با بابا مرتضی رفتی سمت آقایان و اصلا به سمت من نیامدی.خیلی خوشحالم که عروسی بخیر گذشت.همش فکر میکردم نکنه اصلا بهم خوش نگذره .راستی پارسا جونم، عروسی در سالن پارس برگزار شد.همونجا که مامان و بابات عروسی گرفتن . ...
29 خرداد 1390

ترفند غذا دادن

چند تا ترفند برای غذا دادن پارسا میزارم شاید بدردتان بخورد: 1 -دادن تخم مرغ با بازی با سطل های ماست خالی که میخواستم برج بسازد و آن برج را خراب کند توجه داشته باشید که اصلا توجهی به دهان کودک نکنید. 2 -ازش میخواستم در ماشین اسباب بازیش را باز و بسته کند و اجزای ماشین را نام میبردم میگفتم جاش را گزارش دهد. 3 - با کامپوتر بازی کند آنگاه در دهانش غذا میگذاشتم. 4 - خودش غذا بخورد من هم آرام بهش غذا میدادم طوری  که محسوس نباشد. 5 -جا ظرفی را میدادم بازی کند بعد غذا را در دهان مبارکش میزاشتم 6 - در کمد ظرفها را باز میکرد و غذا میل میکرد. 7-  کتاب را باز میکنم میخوام اشکال کتابو برام بگه یا خودم میگم اوننشون میده و غذا به...
29 خرداد 1390

اسهال

89/3/28 پارسا  5 بار شکمش کار کرد .مرتضی هم از 6 صبح رفت شرکت تا 6عصر خیلی بهم سخت گذشت طفلک بچه ام نخوابید فکر کنم باید ببریمش دکتر.شب ساعت 10 خوابید تا صبح فردا که ساعت 9:35 بیدار نشده 89/3/29 ساعت 6:30 رفتیم خانه خاله سعیده که براش ا ار اس تجویز کرد + کته ماست ...
29 خرداد 1390

اولین عید

  1389 سال تحویل ساعت 21:2:13 بود من تو بابا و مامانم و بابا مرتضی و دایی پوریا و خانمش سر سفره بودیم .کلی عکس گرفتیم و تو همش دنبال شیرخوردنت . اولین روز عید رفتیم خانه شایسته .بعد خانه عمه مرضیه ام و بعد خاله ژاله.کلی ذوقتو میکرد خالم .همه کلی قربان صدقت میرفتن.کاش زودتر بزگ بشی   ...
29 خرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به pesaram می باشد